چرا اگر زنى دامنش به بىعفتى آلوده شد بستگان او احساس ننگ مىكنند، ولى در مورد مرد چنین نیست؟
***بسم الله الرحمن الرحیم***
.
.
.
.
چرا اگر زنى دامنش به بىعفتى آلوده شد بستگان او احساس ننگ مىكنند، ولى در مورد مرد اینچنین نیست؟

مرحوم علامه طباطبایى - رضوان اللَّه علیه - مطلبى را در تفسیر شریف المیزان دارد كه مىفرماید: هنوز رسوبات جاهلیت در جامعه رواج دارد، یعنى جامعه، جامعه اسلامى است، اما فكر، فكر جاهلیت است.در جامعه كنونى این چنین است كه اگر مردى آلوده شود بستگان مرد احساس ننگ نمىكنند ولى اگر زنى آلوده شد اعضاى خانواده احساس ننگ مىكنند و چه بسا اقدام به قتل او نمایند - چنانچه در روزنامهها و مجلات به امثال این اتفاقات برمىخوریم - آیا این فكر، غیر از فكر جاهلیت است؟ آیا این غیرت، غیرت جاهلیت است یا غیرت دینى ؟ البته مسلمان باید احساس ننگ بكند اما مشترك، نه متفاوت، باید به طور یكسان غیور باشد.
بی غیرتى مطابق فرهنگ منحط غرب است، تبعیض در غیرت هم، همان فرهنگ منحط جاهلى است آنچه كه مطابق با فرهنگ اسلام است تعادل در غیرت است. متأسفانه ما، اسلامى سخن مىگوییم، اما جاهلى مىاندیشیم و اندیشه جاهلى خود را به حساب اسلام ناب مىگذاریم، بىغیرتى را درباره مردها، از فرهنگ غرب و غیرت داشتن در مورد زنها را از فرهنگ جاهلیت اخذ مىكنیم و این دو را باهم جمع كرده و به حساب اسلام ناب مىگذاریم و بعد گمان مىكنیم كه اسلام بین زن و مرد فرق قائل شده است. این كه در بیانات حضرت امیر (سلاماللَّه علیه) آمده است كه یعنى اسلام به صورت یك پوستین وارونه، پوشیده شد تا شناخته نشود، سرّش همین است -
و خدا روح مطهر حضرت امام را مهمان قرآن و عترت كند كه بسیارى از این پردهها را كنار زد و اسلام ناب را روشن نمود - ، در بسیارى از موارد برخى مسائل را از بیگانههاى غرب و برخى را از رسوبات جاهلیت گرفتهایم و این معجون را به صورت اسلام درآورده و گفتیم كه این، نظر اسلام است در حالى كه وقتى به قرآن مراجعه می كنیم مىبینیم قرآن مىفرماید: الزّانیة والزّانى فاجلدوا كلّ واحد منهما مائة جلدة ولا تأخذكم بهما رأفةٌ فى دین اللَّه»(2). زن و مرد زناكار را هر یك صد تازیانه بزنید و در اجراى حكم خدا نسبت به آنان شما را رأفت فرا نگیرد. میفرماید نه درباره مرد آلوده مسامحه كنید و نه درباره زن.
در مورد سرقت نیز قرآن می فرماید: السّارق والسّارقة فاقطعوا أیدیهما جزاءً بما كسبا نكالاً من اللَّه»(3). دستان مرد و زنِ دزد را ببرید به سزاى آنچه كردهاند به عنوان كیفرى از جانب خدا ... این كه در مورد سرقت ممكن است از زن بگذریم ولى از مرد نمىگذریم و در مسأله آلوده دامن شدن، به عكس عمل می كنیم، هر دو، تبعیض و ناشى از افكار و اندیشه هاى جاهلانه است. این التقاط و رسوب جاهلى، با آن میراث فرهنگ غلط و منحط بیگانه یك مجموعه اى به صورت اسلام درآورده است كه اگر كسى با این دید و اعتقاد به سراغ اسلامشناسى برود خیال مىكند اسلام بین زن و مرد فرق گذاشته است و اگر هم بخواهد امتیاز آنها را جستجو كند یا در ارث جستجو مىكند، یا در دیه تحقیق مىكند. مقام زن را باید در انسانشناسى جستجو كرد، نه در دیه و ارث.
عظمتى را كه دین براى زن قائل است همان عظمتى است كه براى انسان قائل شده است. حتى در خصوص مسائل اقتصادى نیز قرآن اشاره مىفرماید كه زن و مرد مستقلند، گرچه اگر مىفرمود: هر كسى مالك كسب خود مىباشد كافى بود و لیكن براى این كه رسوبات جاهلى را بزداید می فرماید : للرّجال نصیبٌ ممّا اكتسبوا وللنّساء نصیب ممّا اكتسبن»(4). زن در اقتصاد مستقل است و مرد نیز در اقتصاد مستقل است، لذا براى این كه به عظمت مقام زن پى ببریم، در قدم اول باید از اندیشه جامعه جاهلیت زدایى كنیم و بگوییم آنچه را كه شما معتقدید، نظر اسلام نیست .( آیةالله جوادی آملی ،زن در آئینه جلال و جمال، صفحات 422 ـ 424.)
منبع متن :
نکته :
به تبع توضیحات داده شده از منظر اسلام راستین فرقی میان دختر زناکار و پسر زنا کار نیست. در اسلام راستین اگر دختری به واسطه ی عمل وقیح و شنیع زنا ، مطرود و مایه ننگ محسوب گردد ، پسر نیز چنین است ؛ و اگر توبه پسر از زنا مورد پذیرش است توبه دختر نیز از زنا مورد پذیرش است؛ از این رو هیچ دختر زناکاری نیست که توبه راستین کرده باشد اما محبوب و مورد پذیرش امام زمان (عج) و انبیاء و فرشتگان نباشد و سوء ظن به این طیف از دختران از جانب هر شخصیتی بعد از توبه راستینش ، جدای از معصیتی کبیره حاکی از ذهن بیمار و روح فاسد فرد سوء ظن کننده است. از نبوغ در حماقت و خریت و جهالت است طرد دختر زناکار نادم و توبه کرده از سوی خانواده و خویشان و خواستگارانش در صورتی که همان دختر ، محبوب دل حضرت زهرا (س) شده است.
.
.
.
.
والحمد الله رب العالمین